تبليغاتX
عاشق بد شانس

عاشق بد شانس

بگذار هر روز رویایی باشد در دست و عشقی باشد در دل و دلیلی باشد برای زندگی...!

 

خدایا یاریم کن اگر چیزی شکستم دل نباشد

                       

                                      " دکتر چمران"

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 20:10 توسط نوید


امروز وارد بیست و سه سالگی شدم و از این بابت نمیدونم باید خوشحال باشم یا نگران...!!..ولی از اینکه تا الان تونستم تجربه هایی بیشتر از سنم رو به دست بیارم کاملا راضی و خوشحال هستم.ولی خودمم مثل روز تولدم بیستم...یکی یه نوشابه دیگه باز کنه واسم....از عزیزانی که پیشاپیش تولدم رو تبریک گفتن بهم خیلی تشکر میکنم ولی نمی دونم یکیشون از کجا تولدمو میدونست.وقتی تبریک گفت شاخ درآوردم.ببینم حالا چه هدیه ای می خواین بهم بدین؟به زور کادو گرفتن هم عالمی داره ها....فکر کنم دیگه نتونم آپ کنم تا امتحانام تموم شه...ولی تو این مدت ببینم کیا معرفتشونو ثابت می کنن....میام جواب نظرات رو میدم ولی نمیتونم آپ کنم.....مراقب خودتون باشین....دلم براتون تنگ میشه....راستی کی آهنگ وبلاگمو شنیده؟بذارین کامل لود بشه تا بخونه...از یه دوست خوب کمک گرفتم و بهم لطف کرد داد کد آهنگ رو....

                            www.jazbevitamin007.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 17:20 توسط نوید |


آخه این چه وضعشه؟دارم میترکم از تنهایی...مامان و بابا با خالم اینا رفتن مسافرت،من نرفتم یعنی مجبور شدم نرم.چون پنج شنبه کلاس دارم.استادمون گفته اگه دانشگاه باز باشه میاد سر کلاس و تازه کلاس فوق العاده هم گذاشته....آخه این استاد ما مگه دل نداره که بره مسافرت مگه زن و بچه نداره؟چرا ما رو هم از تفریح کردن سالم انداخت.همینجوری جوونای مردم معتاد میشن دیگه...الان من تنهایی چی کار کنم آخه...از بس سماق میک زدم سماقامونم تمومید...شیطون هم ولم نمی کنه هی میاد اینجا نمیذاره آدم کار درست انجام بده...شما میگین من چیکار کنم...!!..نمیدونم چرا حالا فاز غم برداشتم...خداییش با این هوا که ابریه و کلی گرفتس آدم دلش میگیره تازه اگه تنها باشی که دیگه.....

اهااااااا حالا دست دست...چشمک بزن عشق من...جوجو بشین تا که من...نشون بدم ناکسم...هیچ کسم...مثل من..نمیتونه.... نه دیگه اینجاشو خودتون گوش کنید،مورد اخلاقی داره...دارم احسان کارآموز گوش میدم...این آهنگ تونست شادم کنه و از فاز غم در بیارتم...قطره های بارون رو شیشه پنجرم دارم میبینم...چه باد شدیدی در حال وزیدن هست...

راستی این موضوع رو بگم اگه مجبورم برم دانشگاه چون ترم آخرمه و نمی خوام به خاطر ۲ واحد دوباره،هی،برمو بیام....دوستان یه وقت فکر نکن که من یه طویله پر از (ببخشید) خر دارم و در حین خوندن می خوام بزنمشوووووون...

این متن پایین هم یکی از دوستام لطف کرده و برام کامنت گذاشته که من هم به پیشنهادش اوکی گفتمو تو این پستم ازش استفاده کردم.خیلی هم خوشم میاد ازش چون تو زتدگیم واقعا واسم همینطوری اتفاق افتاده...

اینم بگم که این روزا از دست خیلی ها شاکیم...میدونم که میای وبلاگم رو می خونی...بدون که اصلا ازت نمیگذرم و راضی نیستم....آبروی هر چی دختره تو بردی...دیگه واسم مقدس نیستی...ازت متنفرم...............

الان دوباره بر گشتم به فاز غم چون دارم داریوش گوش میدم و یاد همه بی معرفتی ها و بی وفایی ها افتادم.ای کاش میتونستم دختری که اذیتم کرده و خیانت کرده بهم رو بهش بدی کنم و مثل بعضی از پسرای دیگه انتقام بگیرم......هی روزگار!!!


دل تو

اولین روز بهار

دل من

آخرین جمعه ی سال

و چه دورند

وچه

نزدیک به هم


jazbevitamin007.blogfa.com
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

چرا دنیا پره از حادثه های وارونه

عاشق کسی میشی که عاشقی نمی دونه

من به دنبال تو و تو دنبال کس دیگه

هیچکدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمیگه

من واسه چشمای نازنین تو یک دیوونم

من دوست دارم ولی علتشو نمی دونم

حالا که می خوای بری بذار نگاهت بکنم

چون یه بار دیگه می خوام این دل و ساکت بکنم

یه چیزی فقط بذار واسه روز تولدت

هدیه م و بیارمو بازم بدم دست خودت

آدما فکر می کنن شاعرا خیلی غم دارن

کاش فقط این بود اونا خیلی کسارو کم دارن

عاشق کسی میشن که عاشقاش فراوونه

بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه

اونی رو که دوست داری چرا تو رو دوست نداره

شایدم دوست داره ولی به روش نمیاره

+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 19:41 توسط نوید |


jazbevitamin007.blogfa.com

اگه حسودا بذارن

میبرمت یه جایی

که ندونن کجایی

آخه تا کی جدایی

دوست دارم خدایی

نمیذارم غریبه

جامو تو قلبت بگیره

دستای تو رو بگیره

اگه میخواد بگیره

خدا کنه بمیره

جونم واست بگه دیگه طاقت ندارم

جونم واست بگه دیگه راهی ندارم

دل و بگیرو ببر هر جایی که خواست

جونم واست بگه تویی تنها ستارم

دوست دارم بدون تا وقتی زنده هستم

تا دنیا دنیاست به پای تو نشستم

نگو دوسم نداری میدونم دروغه

جونم واست بگه تویی تنها ستارم

اگه حسودا بذارن!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 16:52 توسط نوید |


                         از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

                       رفتم از کوی تو لیکن عقبِ سر نگران

                      ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

                                    تو بمان با دگران

                 وای به حال دگران

    www.jazbevitamin007.blogfa

+ نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 17:6 توسط نوید |


این دکلمه ای که نوشتم خیلی منو تحت تاثیر قرار دادش.می خوام بگم یکی از بهترین متن هایی هست که تا الان تو وبلاگ نوشتم.خیلی دوسش دارم این پستم رو...


با یه شکلات شروع شد،من یه شکلات گذاشتم تو دستش،اونم یه شکلات گذاشت تو دست من...من بچه بودم،اونم بچه بود.سرمو بالا کردم،سرشو بالا کرد،دید که منو میشناسه..!خندیدم،گفت دوستیم؟گفتم دوستِ دوست،گفت تا کجا؟گفتم دوستی که تا نداره..!..گفت تا مرگ،خندیدمو گفتم:من که گفتم تا نداره،گفت باشه،تا پس از مرگ..!.گفتم:نه.. نه.. نه.. نه..تـــــا نداره.گفت قبول،تا اونجا که همه دوباره زنده میشن..!..یعنی زندگی پس از مرگ...بازم با هم دوستیم،تا بهشت،تا جهنم،تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستیم.خندیدمو گفتم:تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یه تا بذار،اصلاً یه تــــــــــا بکش،از سر این دنیا تا اون دنیا،اما من اصلاً براش تا نمیذارم...نگام کرد،نگاش کردم،باور نمی کرد!میدونستم اون میخواست حتماً دوستی ما تا داشته باشه،دوستی بدون تا رو نمی فهمید...!!..

                               www.jazbevitamin007.blogfa---شکلات

گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم،گفتم باشه تو بذار،گفت شکلات...هر بار که همدیگرو میبینیم،یه شکلات مال تو،یکی مال من،باشه؟گفتم باشه...هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش،اونم یه شکلات تو دست من.باز همدیگرو نگاه میکردیم،یعنی که دوستیم،دوستِ دوست...من تندی شکلاتمو باز می کردم،میذاشتم تو دهنمو،تند و تند میمکیدم،میگفت:شکمو!تو دوست شکموی منی...و شکلاتشو میذاشت توی یه صندوقچۀ کوچولوی قشنگ...میگفتم:بخورش،میگفت:تموم میشه!میخوام تموم نشه برای همیشه بمونه...صندوقش،پر از شکلات شده بود،هیچ کدومشو نمی خورد؛من همشو خورده بودم.گفتم اگه یه روزی شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کِرما،اون وقت چیکار میکنی؟گفت:مواظبشون هستم.میگفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم و من شکلاتامو میذاشتم توی دهنمو میگفتم:نه..نه..نه..نه..تــــا نه...دوستی که تـــــا نداره...!!..

          www.jazbevitamin007.blogfa

یک سال،دو سال،چهار سال،هفت سال،ده سال،بــــیــــســــت سالش شده...اون بزرگ شده،منم بزرگ شدم.من همۀ شکلاتامو خوردم،اون همۀ شکلاتاشو نگه داشته.اون آمده امشب تا خدافظی کنه،می خواد بره،بره اون دور،دورا...میگه میرم اما زود بر میگردم..!من که میدونم میره و بر نمی گرده..!!..یادش رفت شکلات به من بده،من که یادم نرفته.یه شکلات گذاشتم کف دستش،گفتم این برای خوردنه،یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش،اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت...!!!..یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتاش.هر دو تارو خورد،خندیدم،میدونستم دوستی من تا نداره،میدونستم دوستی اون تا داره مثل همیشه...خوب شد همۀ شکلاتامو خوردم،اما اون هیچ کدومشو نخورده..!..حالا با یه صندوق پر از شکلاتای نخورده،چـــی کـــار میکنه..؟؟..

+ نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 18:2 توسط نوید |


کمیابترین کدهای جاوا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali